آمریکا تحریم اینترنتی ایران را لغو کرد US eases Iran sanctions to allow freer web

آمریکا تحریم اینترنتی ایران را لغو کرد

Scroll Down for English

منع: مردمک

شرکتهای اینترنتی آمریکایی از این پس میتوانند بدون نگرانی از مجازاتهای دولت آمریکا، خدماتشان را در اختیار کاربران ایرانی نیز قرار دهند.ا

وزارت خزانه داری آمریکا با صدور خدمات اینترنتی چون ارسال پیامک و اشتراک عکس به ایران موافقت کرد.ا

به گزارش نیویورک تایمز قرار است فردا سهشنبه 18 اسفند، مجوز رسمی صدور خدمات اینترنتی به ایران، کوبا، و سودان توسط وزارت خزانه داری آمریکا صادر شود.ا

درپی صدور این مجوز، شرکتهای اینترنتی ارائهدهنده خدماتی از این دست میتوانند آزادانه نرمافزارهای خدماتی خود را به این کشورها صادر کنند.ا

تا پیش از این تحریمهای واشنگتن اجازه ارائه این خدمات را نمیداد.ا

لغو تحریمها برای کمک به جریان آزاد اطلاعات

به گفته مقامات آمریکایی، کوبا، ایران و سودان، «جوامع بستهای» هستند که حکومتهای آنها اجازه دسترسی آزاد شهروندان به اطلاعات را نمیدهند و لغو این تحریمهای اینترنتی برای کمک به باز شدن این فضای بسته و آزاد سازی جریان اطلاعات در آنها صورت میگیرد.ا

پیشنهاد لغو تحریمهای اینترنتی توسط وزارت امور خارجه و سنای آمریکا مطرح شده بود و ارزش این کار، به گفته نیویورک تایمز، تاکنون بارها ثابت شدهاست.ا

در جریان اعتراضهای پس از اعلام نتیجه انتخابات ریاست جمهوری در خرداد سال ۱۳۸۸ و ممانعت از فعالیت رسانههای خارجی، شهروندان ایرانی بهگستردگی به استفاده از توییتر، فیسبوک، ایمیل و پیامک رو آوردند تا در جریان خبرهای اعتراضات به انتخابات ریاستجمهوری خردادماه ایران قرار بگیرند.ا

این اقبال چنان گسترده بود که وزارت امور خارجه آمریکا از سرویس تویتر خواست که زمان تغییرات و تعمیرات در سایتش را از زمان اوجگرفتن اعتراضها به زمانی دیگر عقب بیاندازد تا کاربران ایرانی بتوانند همچنان از این سرویس استفاده کنند.ا

US eases Cuba, Iran, Sudan sanctions to allow freer web

Source: BBC

The US treasury department has eased sanctions on Iran, Cuba and Sudan to help further the use of web services and support opposition groups.l

US technology firms will now be allowed to export online services such as instant messaging and social networks.l

Companies had not offered such services for fear of violating sanctions.l

Opposition supporters in Iran used social networking sites and services to organise protests after the country’s disputed presidential poll last year.l

The US Treasury said exports would be allowed of services related to web browsing, blogging, e-mail, instant messaging, chat, social networking and photo- and movie-sharing.l

Low impact?l

The move was intended to «ensure that individuals in these countries can exercise their universal right to free speech and information to the greatest extent possible», it said.l

«As recent events in Iran have shown, personal internet-based communications like e-mail, instant messaging and social networking are powerful tools,» Deputy Treasury Secretary Neal Wolin said.l

The department has allowed the export of services to all three countries, and the export of communications software only to Iran and Sudan, as the export of software to Cuba is governed by the commerce department.l

Last year, software giant Microsoft barred users in five countries, including Iran, Cuba and Sudan, from using instant messaging services. People trying to use the service received an error message.l

It is not clear whether the governments affected will be able impose their own restrictions on these services.l

In Cuba, the numbers of internet users is still very low, so lifting sanctions may not have a major impact, observers say.l

Earlier this year, US Secretary of State Hillary Clinton said the US would be supporting the development of new tools to enable citizens to circumvent politically-motivated censorship.l

Any country which restricted free access to information risked «walling themselves off from the progress of the next century», she added. l

گسترش آگاهی ها استراتژی اصلی جنبش سبز Expansion of awareness is the Green Movement’s primary strategy

گسترش آگاهی ها استراتژی اصلی جنبش سبز

Scroll Down for an English Summary

منع: کلمه

مأموران خشن، حتی طاقت دیدن یک لباس سبز بر تن راهپیمایان جوان و یا حتی یک تسبیح سبز در دست یک روحانی را نداشتند/ اجازه داده شود جنبش راه سبز با توجه به اصل 27 قانون اساسی، برای یک راهپیمایی مردم را دعوت کنند. نحوه استقبال می تواند به حرف و حدیث ها پایان دهد/برای راهپیمایی 22 بهمن امسال اصطلاح راهپیمایی مهندسی شده را بیشتر می پسندم/اینگونه مهندسی اجتماعات نه تنها افتخاری ندارد، بلکه شبیه همان ذهنیت استبدادی و رویه های پیش از انقلاب است/افتخار واقعی به شرکت خودجوش مردم در راهپیمایی 25 خرداد و مراسم های بعد از آن است و نه راهپیمایی های مهندسی شده یا احیانا اجباری با این همه هزینه و فضای امنیتی و ارعاب/جنبش سبز نباید اهداف خود را فراموش کند، همانطور که نباید دچار روزمره گی و انفعال بشود و استراتژی خود را از یاد ببرد/هدف جنبش سبز از همان اول، اصلاح در چهارچوب اصولی روشن بود. نقطه اتصال را همگی رنگ سبز گرفتیم/ملت ما می خواهد معلمان کشور بابت درخواست حقوق خود کتک نخورند، کارگران بابت درخواست حق خود مورد تهاجم قرار نگیرند و زنان بابت درخواست رفع تبعیض مورد هجوم تهمت های گوناگون قرار نگیرند/مهم آن است که در چهارچوب «هر شهروند، یک رسانه»، هر علاقمند به جنبش سبز، راهی برای گسترش این آگاهی و تعمیق آن در میان همه اقشار و بویژه در اقشار مستضعف جامعه پیدا کند/جنبش سبز بر سر مطالبات خود حق خود محکم ایستاده است/علاقمندان به جنبش راه سبز به ایرانی بودن خود و همه نمادهای آن افتخار می کنند و طبیعی است که با این روحیه و منش، به تغییر رنگ پرچم کشورمان به شدت مشکوک هستیم و آن را محکمترین دلیل برای عدم علاقه یک فرقه به منافع و ارزش ها و فرهنگ ملی می دانیم /جنبش راه سبز باید بطور مکرر و در هر شرایط و مکان، روی انتخابات آزاد، رقابتی و غیرگزینشی تأکید کند/سبز بودن به لباس و نماد نیست. سبز بودن به رفتار و اخلاق است.


میرحسین موسوی در گفت و گویی صریح با کلمه به سوالاتی که برای افکار عمومی و حامیان جنبش سبز پیرامون حوادث ۲۲ بهمن امسال و برخورد های خشونت آمیز صورت گرفته بوجود آمده بود پاسخ داده و مواضع خود را شفاف مطرح کرد.نخست وزیر امام در این گفت و گو همچنین در خصوص جنبش سبز مردم ایران و ادامه حرکت در مسیر راه سبز امید نکاتی را مطرح کردند.مهندس موسوی در این گفت و گو با انتقاد از راهپیمایی مهندسی شده در ۲۲ بهمن امسال که “تحت تأثیر انتخابات دهم و اتفاقات بعد از آن بود و دولت با هزینه گزاف و بسیج اتوبوس ها و قطارها از سراسر کشور و شکل های خاص اداری سعی کرد اثرات حضور جنبش سبز را در آن خنثی کند،طاقت دیدن یک لباس سبز بر تن راهپیمایان جوان و یا حتی یک تسبیح سبز در دست یک روحانی را نداشتند”تاکید کردند:”افتخار واقعی به شرکت خودجوش مردم در راهپیمایی ۲۵ خرداد و مراسم های بعد از آن است و نه راهپیمایی های مهندسی شده یا احیانا اجباری با این همه هزینه و فضای امنیتی و ارعاب”مهندس موسوی در این مصاحبه همچنین با انتقاد از برخی رویه های موجود در اداره کشور که منجر به ایجاد مشکل برای مردم شده است خاطرنشان کردند”ده ها میلیون ایرانی که در این کشور با سانسور، جلوگیری از آزادی ها و اقدامات سرکوبگرانه، سیاست خارجی دمدمی و ماجراجویانه، سیاست های ویرانگر اقتصادی، رواج فساد و دروغ معترض هستند، خواهان تغییراتی هستند که به آنها مجال می دهد با حاکمیت بر سرنوشت خود، این سرنوشت تحمیلی از سوی کارگزاران بی کفایت را تغییر دهند.ملت ما می خواهد تحت عنوان خصوصی سازی، بیشترین پروژه ها و فعالیت های اقتصادی کشور در بنگاه های شبه دولتی و نیز سپاه جمع نشود.ملت ما می خواهد معلمان کشور بابت درخواست حقوق خود کتک نخورند، کارگران بابت درخواست حق خود مورد تهاجم قرار نگیرند و زنان بابت درخواست رفع تبعیض مورد هجوم تهمت های گوناگون قرار نگیرند.ملت دوست ندارد که این چنین نامه هایش، پیام هایش، گفتگوهای تلفنی اش و پیامک هایش در معرض شنود قرار گیرد”نخست وزیر محبوب امام اما چشم انداز راه سبز امید را نیز در صحبت های خود ترسیم کرده وبار دیگر با تاکید بر حرکت جنبش سبز در چارچوب قانون اساسی تاکید داشتند”مهم آن است که در چهارچوب «هر شهروند، یک رسانه»، هر علاقمند به جنبش سبز، راهی برای گسترش این آگاهی و تعمیق آن در میان همه اقشار و بویژه در اقشار مستضعف جامعه پیدا کند.گسترش اگاهی ها، استراتژی اصلی جنبش است.سبز بودن یعنی «خود» در میان نبودن و خودخواه نبودن. در این راه ما هم در صورت امکان از خیابان ها به صورت مسالمت آمیز و قانونی استفاده می کنیم و هم همه امکانات قانونی دیگر.جنبش سبز بر سر مطالبات خود حق خود محکم ایستاده است.هر اقدامی که در جهت احقاق حقوق مردم و اجرای بدون تنازل قانون اساسی صورت گیرد”

متن کامل گفت و گوی سایت کلمه با میر حسین موسوی به شرح زیر است:

*سه هفته از راهپیمایی ۲۲ بهمن می گذرد و حرف و حدیث زیادی در مورد این راهپیمایی گفته شده است.نظر شما درباره این راهپیمایی چه هست؟

- مراسم ۲۲ بهمن اولین بار نیست که در کشور ما برگزار می شود. این مراسم دنباله راهپیمایی های میلیونی سال ۵۷ به مناسبت های مختلف از جمله تاسوعا، عاشورا و اربعین است. هر ساله کسانی که به انقلاب علاقه دارند در این مراسم شرکت می کنند و معمولا در بسیج مردم برای راهپیمایی، نهادهای سنتی مثل مساجد و هیئت ها نقش بزرگی دارند. معمولا این مراسم در هر سال متأثر از اتفاقات مهم آن سال و فضای سیاسی کشور است و امسال این مراسم تحت تأثیر انتخابات دهم و اتفاقات بعد از آن بود و دولت با هزینه گزاف و بسیج اتوبوس ها و قطارها از سراسر کشور و شکل های خاص اداری سعی کرد اثرات حضور جنبش سبز را در آن خنثی کند.

* راهپیمایی امسال با سال های قبل چه تفاوت هایی داشت؟

- تفاوت ها متأثر از مسائل بعد از انتخابات بود. امسال با توجه به شکل گیری جنبش اجتماعی – سیاسی عظیم سبز، این راهپیمایی به شدت تحت تأثیر نحوه حضور این جنبش در راهپیمایی بود. درهیچ سالی این همه نیروی نظامی و انتظامی و امنیتی به خیابان ها آورده نمی شد. برخوردهای خشن و وحشیانه ای که مخصوصا در میدان صادقیه و بعضی نقاط دیگر دیده شد در سال های قبل نبود. در سال های قبل مردم با هر شکل و قیافه و شعاری که می خواستند در راهپیمایی شرکت می کردند ولی امسال مأموران خشن، حتی طاقت دیدن یک لباس سبز بر تن راهپیمایان جوان و یا حتی یک تسبیح سبز در دست یک روحانی را نداشتند. گمان نمی کنم اثر این برخوردها به سادگی از خاطره مردم برود.

* فکر می کنید حجم مردمی که به جنبش سبز علاقه دارند در این راهپیمایی چقدر بود؟

- آمار دقیقی نمی توان ارایه کرد ولی از طریق قراینی می شود فهمید. یکی از این قراین، وزن جمعیتی راهپیمایی خودجوش ۲۵ خرداد و مقایسه آن با ۲۲ بهمن است و قرینه دیگر فضای خالی میدان آزادی به هنگام سخنرانی و مقایسه آن با سال های پرجمعیت راهپیمایی است. هنوز جوابی برای خالی بودن میدان و این که چرا دوربین ها فقط نقاط محدود نزدیک به جایگاه را رصد می کرده داده نشده است. اینکه مردم مراقب چمن و محیط زیست بوده اند، مخصوصا برای کسانی که سال های قبل حضور مردم در میدان را مشاهده کرده اند، مضحک است. اگر برای نطام تخمین وزن جمعیتی جنبش سبز اهمیت داشت، جلوی ابراز هویت جمعیت های سبز را نمی گرفت. ولی وحشت از آشکار شدن این هویت و دامنه آن، این فرصت تاریخی را گرفت. این امر بیش از جنبش راه سبز، برای حاکمیت مضر بود. روشن است که پنهان نگه داشتن واقعیت، منجر به حذف آن نمی شود و در این مورد بنده یقین دارم که با این برخورد گسترده، این هویت عمیق تر و گسترده تر خواهد شد. ولی بنده و جناب آقای کروبی در مشورتی که داشتیم فکر کردیم پیشنهادی که قبلا داده ایم را تکرار کنیم و آن اینکه اجازه داده شود جنبش راه سبز با توجه به اصل ۲۷ قانون اساسی، برای یک راهپیمایی مردم را دعوت کنند. نحوه استقبال می تواند به حرف و حدیث ها پایان دهد. ما اعتقاد داریم که اگر دعوت جنبش سبز و تشکل های اصلاح طلب و مراجع عظام و دیگر شخصیت های نظام نمی بود، امسال ما یک راهپیمایی بی رمقی داشتیم که اکثریت آن را نیروهای نظامی و انتظامی که از سراسر کشور جمع شده بودن تشکیل می داد، یعنی مسیرهای راهپیمایی وضعیتی می داشتند که میدان آزادی به هنگام سخنرانی داشت.

*گفته می شود تطمیع و تهدید در این راهپیمایی نقش داشته و عده ای به دلیل مسائل مادی در این راهپیمایی شرکت کردند.

- اصطلاح راهپیمایی مهندسی شده را بیشتر می پسندم. بنده با توهین به کسانی که موافق شعارهای جنبش سبز نیستند مخالفم. قرار نیست و قرار نبود که همه با ما هم رأی باشند و اگر کسی با ما هم رأی نیست انسان بدی شمرده شود. همه هموطنان ما هستند. منهای یک عده قمه کش و آدمکش، همه خواهران و برادران ما هستند. حتی نیروهای نظامی و انتظامی برادران ما هستند و می دانیم که مجبور به اعمال خشونت می شوند. البته هزینه های گزاف و استفاده از اهرم های استخدامی و امکانات دولتی برای جمع کردن جمعیت محکوم است. بنده یادم می آید که برای آن که دستگاه دفاعی در زمان جنگ کامیون هایی را برای جبهه در اختیار بگیرد با چه موانع شرعی و اجرایی روبرو بود و حتی در شرایط بسیار بحرانی جنگ، توسط حضرت امام اجازه داده شد از کامیون های شخصی به شرطی استفاده شود که دولت رسما هزینه ها و خسارت های وارده را تقبل کند، که کرد. ولی برای این راهپیمایی، تقریبا بیشترین اتوبوس ها و حتی قطارها برای جمع آوری جمعیت و نیروهای نظامی و انتظامی در اختیار قرار گرفته شده بود. اینگونه مهندسی اجتماعات نه تنها افتخاری ندارد، بلکه شبیه همان ذهنیت استبدادی و رویه های پیش از انقلاب است. در زمان پهلوی ها هم اگر کارمندی در تجمعات مورد نظر آنها شرکت نمی کرد، دچار مشکل می شد. افتخار نظام ما در سال ۵۷ و بعد از آن این بوده که مردم بطور خودجوش در این نوع مراسم شرکت می کردند و افتخار واقعی به شرکت خودجوش مردم در راهپیمایی ۲۵ خرداد و مراسم های بعد از آن است و نه راهپیمایی های مهندسی شده و یا احیانا اجباری با این همه هزینه و فضای امنیتی و ارعاب.

*آیا بین شما و آقایان کروبی و خاتمی مشورتی برای موضع گیری ها و تصمیمات صورت می گیرد؟

- ارتباط با این بزرگواران همیشه وجود دارد. با دستگیری های وسیعی که صورت گرفته، ضرورت این ارتباط مستقیم امروز بیشتر است و بنده خدا را شکر می کنم که هماهنگی خیلی خوبی در این زمینه وجود دارد. البته به نفع کشور بود که بجای سیاست های سرکوب و پرکردن زندان ها، سیاست حمایت از ایجاد یک تشکیلات نیرومند از کسانی که سیاست های ویرانگر موجود را قبول ندارند در چهارچوب نظام وجود داشت و به نظر بنده تنها راه عدم انتقال مدیریت جریان های سیاسی و اجتماعی به خارج از کشور همین است. ولی با انحراف شدید صدا و سیما و یکطرفه شدن آن و بسته شدن روزنامه های کشور و زندانی شدن ده ها روزنامه نگار، به نظر می آید که ایجاد تشکیلاتی که بتواند چهره های مؤثر را دور هم گردآورد تا به صورت آشکار و در چارچوب قانون اساسی کار را به پیش ببرند فعلا منتفی است و هنوز به اعتقاد اینجانب راهبرد «هر شهروند، یک رسانه» و همچنین گسترش فعالیت های شبکه اجتماعی در جهت گسترش آگاهی های سیاسی و اجتماعی، یک ضرورت است و جایگزینی برای آن وجود ندارد. البته این وضع دشوار در کنار ضررهایی که دارد، منافعی هم داشته است و آن اتکا همه علاقمندان به جنبش سبز به خود و شبکه های بیشمار اجتماعی درجامعه است. در این میان، استفاده از فضای مجازی معجزه کرده است و به صورت یک ساختار کاملا قابل اتکا، افراد و شبکه ها را در اتصال و تعامل باهم قرار داده است. شییه بازارهای سنتی که که تعداد زیادی مغازه، حجره، تیمچه، مسجد، قهوه خانه و غیره را به هم متصل می کند و علیرغم تنوع آدم ها و حجره ها، مفهوم بازار یک ساختار به هم پیوسته از واحدها را تداعی می کند. جالب است در یک راسته بازار، می تواند اختلاف عقیده و سلایق و سرمایه وجود داشته باشد، ولی این تنوع، وحدت مفهومی و وحدت عملی بازار را بهم نمی زند، بلکه جزو نقاط قوت آن است.

* تحرکات خیابانی همواره با خشونت شدید روبرو شده است. نمونه آن را در راهپیمایی ۲۲ بهمن در میدان صادقیه دیدیم. آیا راه حل های دیگری برای پیگیری اهداف قانونی جنبش راه سبز وجود دارد؟

- این سؤالی است که خیلی مطرح می شود. در جواب باید گفت که جنبش سبز نباید اهداف خود را فراموش کند، همانطور که نباید دچار روزمرگی و انفعال بشود و استراتژی خود را از یاد ببرد. هدف جنبش سبز از همان اول، اصلاح در چارچوب اصولی روشن بود. نقطه اتصال را همگی رنگ سبز گرفتیم. هدف حداقلی و مطمئن که می توانست اجماع گسترده ای ایجاد کند، تحقق اجرای بدون تنازل قانون اساسی بود. البته افرادی و یا حرکت هایی در این بین پیدا شدند که خواستند از این خط بگذرند و یا به اصطلاح خط شکنی کنند، ولی جنبش راه سبز هیچگاه از اجرای بدون تنازل قانون اساسی منحرف نشده است و انشاء الله تا انتها هم همین راه را خواهد رفت. بنده بارها درباره اهمیت پایبندی راه سبز این نقطه کلیدی صحبت کرده ام و به عنوان یک فرد همراه، حراست از آن را مورد تأکید قرار داده ام. صحنه خیابان ها و آنچه در آن گذشته را باید یکی از راه هایی بشماریم که جنبش سبز تلاش کرده است اهداف و نیات خود را به گوش همه ملت و جهانیان برساند. ولی استفاده از خیابان ها، تنها راه نبوده است. ده ها میلیون ایرانی که در این کشور با سانسور، جلوگیری از آزادی ها و اقدامات سرکوبگرانه، سیاست خارجی دمدمی و ماجراجویانه، سیاست های ویرانگر اقتصادی، رواج فساد و دروغ معترض هستند، خواهان تغییراتی هستند که به آنها مجال می دهد با حاکمیت بر سرنوشت خود، این سرنوشت تحمیلی از سوی کارگزاران بی کفایت را تغییر دهند.

ملت ما می خواهد که در رقابت نفس گیر جهانی و منطقه ای، عقب نیفتد. ملت ما می خواهد با جهان خارج به جای دعوا و دشمنی، تعامل داشته باشد و سیاست خارجی توسعه گرا را دنبال کند. ملت ما می خواهد کالاهای تولیدی، اعم از کشاورزی و صنعتی، زیر سیل خانمان برانداز واردات بی حساب و کتاب، مدفون نشود. ملت ما می خواهد تحت عنوان خصوصی سازی، بیشترین پروژه ها و فعالیت های اقتصادی کشور در بنگاه های شبه دولتی و نیز سپاه جمع نشود. ملت ما می خواهد به شاخص های بیکاری و فقر به عنوان یک وظیفه دینی و اسلامی و ملی اهمیت داده شود و … با انبوه تبلیغات شاخص خط فقر و بیکاری و تورم با دستکاری و دروغ، از چشم مردم پنهان نشود. ملت ما می خواهد معلمان کشور بابت درخواست حقوق خود کتک نخورند، کارگران بابت درخواست حق خود مورد تهاجم قرار نگیرند و زنان بابت درخواست رفع تبعیض مورد هجوم تهمت های گوناگون قرار نگیرند. ملت ما می خواهد حکومت اجازه بدهد که در رسانه ملی، صدای همه ملت شنیده شود و نه افراد خاصی که کاری جز بی انصافی و تهمت زنی ندارند. آحاد ملت ما با یکدیگر دوست هستند و دوست ندارند به دو دسته حزب الله و حزب الشیطان، مردم و خس و خاشاک و گوساله و بزغاله تقسیم شوند.

ملت دوست ندارد که این چنین نامه هایش، پیام هایش، گفتگوهای تلفنی اش و پیامک هایش در معرض شنود قرار گیرد. ملت ما آگاه و رشید است و دوست ندارد عده ای معدود به نام ملت، آزادی های ملت را محدود کنند، حقوق اساسی آنرا تعطیل کنند، روزنامه هایش را ببندند و هر روز دستورالعمل های آمرانه برای نوشتن، گفتن و شنیدن صادر کنند. باید به هر طریق ممکن از سوی جنبش سبز در سطح کشور و در میان همه اقشار، این آگاهی به مردم برسد که این خواست ملت، خواست جنبش سبز هم هست و نه تنها خواست آن است بلکه این مطالبات را همگانی کند. این مطالبات کاملا اسلامی و عین قانون اساسی و کاملا منطبق با مردم ساالاری دینی ماست. این خواسته ها نه جنبه ضدشرعی دارند که باعث فرمان تیر و قتل و زندانی شود، نه جنبه ضدملی و نه جنبه ضد نظام. این ها حقوق مردم هستند و به همین دلیل مردم از آن حمایت می کنند. آزادی، حقوق بشر، رفع تبعیض ها، تحمل عقاید و نظریات مختلف، مقابله با فساد و تباهی و قانون گریزی، مواردی نیستند که پیگیری آنها چه در سطح خیابان و چه از طریق رسانه ها جرم باشد. برعکس، جلوگیری از طرح این مطالبات، علامت استبداد و تحریف اهداف انقلاب اسلامی است که با شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی پیروز شده است.

در پاسخ به سؤال شما باید بدانیم که که زمینه هر تغییر اساسی در جهت اصلاح گری، گسترش آگاهی است. بدون آگاهی گسترده در سطح جامعه، امکان تغییر وجود ندارد. افشاندن بذر آگاهی و گسترش آن به همه اقشار و همه نقاط کشور، تنها از طریق حضور خیابانی فراهم نمی آید، گرچه اجتماعات، حق مردم و یکی از امکانات آنها برای نیل به اهداف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آنهاست. مهم آن است که در چهارچوب «هر شهروند، یک رسانه»، هر علاقمند به جنبش سبز، راهی برای گسترش این آگاهی و تعمیق آن در میان همه اقشار و بویژه در اقشار مستضعف جامعه پیدا کند. گسترش اگاهی ها، استراتژی اصلی جنبش است. البته باید متواضع باشیم. هدف آن نیست که تغییرات ناشی از این استراتژی حتما بدست سبزها اتفاق بیفتد. سبز بودن یعنی «خود» در میان نبودن و خودخواه نبودن. در این راه ما هم در صورت امکان از خیابان ها به صورت مسالمت آمیز و قانونی استفاده می کنیم و هم همه امکانات قانونی دیگر. می خواهم به عنوان یک همراه جنبش سبز، باز هم بر گسترش آگاهی در سطح ملی به عنوان مهم ترین وسیله برای نیل به پیروزی تأکید کنم. ما می خواهیم اهدافمان را در کنار مردم و با آنها بدست آوریم.

* نقش حاکمیت و نظام و یا جناح های دیگر را درارتباط با تغییرات چگونه می بینید؟

- جنبش سبز بر سر مطالبات خود حق خود محکم ایستاده است و هر چه آگاهی ملت به حقوق خود بیشتر شود، نیروی عظیم تری پشت این مطالبات قرار خواهد گرفت. این آگاهی، جان های مردم کشور را تغییر خواهد داد و این تغییر، سرمایه ملت برای تغییرات سیاسی و اجتماعی است. نکته ای که دوست دارم به عنوان یک همراه کوچک به علاقمندان راه سبز عرض کنم این است که هدف ما، تغییر در چهارچوب نظام است. ولی هدف آن نیست که این تغییرات حتما بدست این یا آن فرد صورت بگیرد. ما باید یک اصل اخلاقی را بیاد داشته باشیم و آن تصدیق درستی، خوبی و زیبایی است، حتی اگر این درستی و خوبی بدست ما صورت نپذیرد. به همین دلیل، ضمن آن که محکم بر روی خواسته های خود ایستاده ایم، ولی کم هزینه تر می بینیم اگر خود حاکمیت به سمت این راه حل ها که برآمده از خواست ملت و میثاق ملی ماست پیش برود. بنده خیلی واضح و آشکار می گویم هر اقدامی که در جهت احقاق حقوق مردم و اجرای بدون تنازل قانون اساسی صورت گیرد، ما آن را نه علامت ضعف حاکمیت خواهیم شمرد و نه آن را خوار و کوچک جلوه خواهیم داد، بلکه آن اقدام علامت قدرت جمهوری اسلامی خواهد بود. ما دوست داریم که خود حاکمیت، متشکل از همه ارکان آن، تضمین های لازم را برای انتخابات های آزاد، رقابتی و غیرگزینشی فراهم آورد.

ما دوست داریم خود حاکمیت به دنبال آزادی زندانیان، توسعه سیاسی و گسترش فرهنگ آزادی و تنوع رسانه ها و آزادی آنها باشد. بنده صریحا می گویم انتشار «کلمه سبز» و «اعتماد ملی» حتی اگر ضرری هم داشته باشد، ضرر آن کمتر از رسانه های غیرملی داخلی و رسانه های خارجی است. می دانم قبول نخواهد شد، یا حداقل در شرایط کنونی قبول نخواهد شد. ولی می گویم وجود کانال یا کانال های رادیویی و تلویزیونی برای جنبش سبز، نظام را تقویت می کند و به وحدت ملی کمک می کند. بنده ترس آن را دارم که محدودیت های فکری باعث شود ما از کشورهای دست چندم منطقه هم عقب بیفتیم و نمی دانم چگونه ملت ما می تواند از خود در مقابل امواج برون مرزی که قطعا به فکر مصالح ملی خودشان هستند، محافظت نماید. مضحک است اگر تصور کنیم با پخش پارازیت، هک کردن ها و فیلتر کردن ها، این امواج را می توانیم کنترل کنیم.

به هر حال، حاکمیت و جناح های مختلف سیاسی، اگر واقع بین باشند، باید بدانند همانطور که جنبش سبز در روز ۲۲ بهمن حضور داشت، آینده خوب برای کشور هم در گرو ایجاد زمینه برای وحدت بین همه مردم و اقشار مردم است و نه توصیف بخش قابل توجهی از ملت به «خس و خاشاک»، «گوساله و بزغاله» و «یک قشر محدود و اندک». سیره پیامبران و امامان ما نشان می دهد که هیچگاه حتی به دشمنان دین دشنام نمی دادند. آنها برای کرامت انسانی ارزش قایل بودند و بجای قضاوت درباره ی انسان ها، با رفتار رحمانی شان سعی می کردند فطرت خداجوی همه آنها را به سوی حق جذب کنن. مردم ما نمی توانند تحمل کنند که به نام دین رفتار های غیر دینی بلکه ضد دینی رواج یابد. وقتی در قرآن صحبت از پیامبر و یارانش می شود، آنان را به مهربانی در میان خود و مقابله محکم با دشمنان بشریت توصیف می کند و قطعا نه در زمان پیامبر و نه بعد از ایشان، همه مسلمانان به یک درجه از ایمان نبودند. مردم ما به خوبی فرق میان دینداری رحمانی و قدرت طلبی در لباس دین را می فهمند. این تعریف یک ملت نیست. این حاکمیت یک فرقه است و دزدیدن مفهوم ایرانیت و حس ملی و این خطرناک ترین راهبردی است که ما اکنون در مقابل آن قرار داریم. سلاح ما در مقابل چنین کژراهه ای، رفتن به سمت میثاق ملی و مذهبی مان و تکیه بر آرمان هایی است که به ایرانی پیشرفته و صلح جو در سطح جهانی و در سطح ملی منجر می شود. در چنین حالتی است که می توان امید داشت مثل سال های دفاع مقدس، همه ملت در مقابل خطرات، متحدا حضور پیدا کند. ملت همه اقشار، همه قومیت ها، همه فرهنگ ه و همه جناح هاست. علاقمندان به جنبش راه سبز به ایرانی بودن خود و همه نمادهای آن افتخار می کنند و طبیعی است که با این روحیه و منش، به تغییر رنگ پرچم کشورمان به شدت مشکوک هستیم و آن را محکمترین دلیل برای عدم علاقه یک فرقه به منافع و ارزش ها و فرهنگ ملی می دانیم.

* در اطلاعیه شماره ۱۷ راه حل هایی برای برون رفت اعلام شده است. آیا غیر از راه حل های ارایه شده، راه حل های دیگری هم می تواند مورد توجه قرار گیرد؟

- یک نکته بسیار حساس در مورد اطلاعیه شماره ۱۷ آن است که قبول وجود بحران، به عنوان بخشی از راه حل شمرده شده است. از سوی دیگر بنده اعتقاد ندارم که راهی برای حل دفعی و ناگهانی این بحران وجود دارد. به عنوان مثال، نمی توان یک راهپیمایی مهندسی شده ترتیب داد و دل خوش کرد که همه چیز تمام شده است. مهم آن است که اکنون قدم هایی برداشته شود که به فرایند بهبود اوضاع دامن بزند. شما در نظر بیاورید که امروز اعلام شود که همه زندانی های سیاسی آزاد شده اند. بنده یقین دارم که این اقدام قبل از جناح ها و گروه ها، مورد اقبال همه مردم کشورمان قرار خواهد گرفت. و یا شاهد خودداری از خشونت و شهامت ابراز محبت به مردم خوبی که صرفا حق خود را می خواهند و می خواهند از فضای اختناق رهایی یابند باشیم.

ما اثر خس و خاشاک نامیدن مردم را دیده ایم. بگذاریم یکبار هم با احترام با مردم صحبت کنیم. در بعضی موارد، اجتناب از برخی اقدامات نامناسب می تواند به بهبود فضای ملی کمک کند. مثالش رفتار وحشیانه در میدان صادقیه در ۲۲ بهمن و امثال آن و حمله به مردم و خانواده شهدا و فرزندان آنهاست. چه کسی می تواند ادعا کند که این اقدامات فضاحت بار می تواند به نظام ما کمک کند؟ آیا پیوستن آقایان خاتمی و کروبی به صفوف مردم و اعلام عملی وحدت و یکپارچگی به حل بحران کمک می کند یا فرستادن عده ای چماقدار و قمه و زنجیر بدست برای اجرای استراتژی نصر با رعب؟ آیا حکومت می تواند راه حل را در ترساندن ملت بداند؟ اگر چنین پیروری هنر بود، ما و همه جهانیان، حمله صدام به حلبچه را محکوم نمی کردیم و نمی گفتیم او به مردم کشور خود هم رحم ندارد. فیلمی که اخیرا در مورد حمله به خوابگاه دانشجویان پخش شد نشان می دهد که تا چه اندازه روحیه فرقه گرایی، سبعیت ایجاد می کند.

به نظر کسانی که مشغول ضرب و شتم دانشجویان هستند، فرزندان این ملت از حیوانات هم کم ارزش تر می نماید و فاجعه بارتر اینکه در سطوح مختلف، مسئولین می گویند که نمی دانند حمله کنندگان چه کسانی هستند. این توهینی بدتر به شعور دانشجویان و مردم است. آنچه در این فیلم جالب توجه است این است که در میان همین افراد نیروی انتظامی، کسانی دیده می شوند که دیگران را از ضرب و شتم نهی می کنند. ای کاش نیروی انتظامی و نیروهای امنیتی کشور، اقتدار را نه در سرکوب و ضرب و شتم، بلکه در ایجاد فضای امن برای همه ایراانیان، صرف نظر از طرز فکر و عقایدشان، می دانستند. چه ضرورتی داشت فضای میدان صادقیه با نارنجک فلفلی و شیمیایی آلوده شود؟ همه این روش ها، ما را از راه حل های منطقی دور می کند. تضمین انتخابات آزاد، رقابتی، غیرگزینشی و سالم، کلیدی ترین بخش راه حل هاست. اگر این امر حل نشود، ریزش مشروعیت نظام سرعت خواهد گرفت. جنبش راه سبز باید بطور مکرر و در هر شرایط و مکان، روی انتخابات آزاد، رقابتی و غیرگزینشی تأکید کند. همانطور که آزادی زندانی ها، آزادی رسانه ها و برچیده شدن فضای امنیتی در جای خود بسیار مهم هستند و باید ضرورت این راه حل ها را نه تنها به گوش حاکمیت، بلکه به گوش همه مردم کشورمان برسانیم.

*درباره نسبت گروه های مرجع و جنبش راه سبز حرف و حدیث زیادی وجود دارد. نظر شما چیست؟

- جنبش سبز حرکتی است که از بطن گره های مرجع مهم جامعه ما متولد شده و در ارتباط با این گروه ها هم رشد کرده است. در این زمینه بعنوان مثال به نامه ۱۱۶ استاد دانشگاه تربیت مدرس اشاره می کنم. این دانشگاه فرزند انقلاب است و بنده هم به عنوان یک عضو کوچک از خدمتگزاران اول انقلاب، در شکل گیری آن نقش داشته ام. همه می دانند که این دانشگاه دوره کارشناسی ندارد و هرم سنی آن نسبت به سایر دانشگاه ها بالا است. در کارکنان و دانشجویان آن، فراوانند کسانی که که در فعالت های اول انقلاب نقش فراوانی داشته اند. ۱۱۶ تن از اساتید این دانشگاه در کنار بیانیه های مشابه فراوان سایر دانشگاه ها و بیانیه های انجمن های اسلامی و نهادهای دانشگاهی دیگر نشان می دهد تا چه حد حضور جنبش در دانشگاه ها و در میان دانشگاهیان جدی و فراگیر است. بنده می خواهم بگویم همین نسبت را شما در میان پزشکان، معلمان، مهندسین، کارگران، جنبش زنان، ورزشکاران و هنرمندان و دیگر گروه های مرجع می توانید بیابید. یک نگاه ساده و بدون تعصب به جشنواره های دهه فجر نشان خواهد داد که هنرمندان به عنوان قشری به شدت تأثیرگذار کجا ایستاده اند. گفته می شود بعد از انتخابات، نزدیک هزار کلیپ و سرود در مورد جنبش سبز یا حوادث مربوط به آن ساخته شده و تعداد زیادی کاریکاتور، پوستر و نقاشی و سایر تولیدات هنری خلق شده است. چنین تحرکی در تاریخ فرهنگ کشور ما و شاید فرهنگ های جهانی بی نظیر است. بنده ارتباط وثیق جنبش راه سبز با گروه های مرجع را بهترین دلیل برای امید به تحقق خواستهای جنبش در آینده کشورمان می دانم. چرا وقتی میلیون ها دانشجو در سراسر کشور در پشت جنبش سبز است، به آینده امیدوار نباشیم؟

* در مورد روحانیون چطور؟

- در بدنه جنبش، تعداد قابل ملاحظه ای از روحانیون متعهد و آگاه و مبارز حضور دارند. سبزها باید بدانند موضعگیری چند نفر روحانی تندرو و مغرض، نظر همه روحانیت و مراجع نیست. روحانیت اصیل ما هیچگاه مردم را با الفاظ رکیک خطاب نمی کنند یا از قتل و ریختن خون و در محبس کردن بیگناهان حمایت نمی کنند. روحانیت اصیل ما می داند که تهمت و شکنجه و آبروی دیگران را ریختن و تجسس حکمش در اسلام چیست. روحانیون واقعی ما مصالح اسلامی و ملی را از منافع فرقه ای و جناحی تشخیص می دهد و این روحانیون در کنار دانشگاه و متحد با دانشگاهیان هستند و اهمیت این وحدت را می دانند ما روحانیون فعال در جنبش سبز را ذخیره جنبش و پشتوانه بسیار مهم آن می دانیم. حضور آنها در جنبش سبز در شرایطی که از انواع روش ها و وسایل برای متهم کردن راه سبز به بی دینی و وابستگی به بیگانگان استفاده می شود، جنبه حیاتی دارد.

به همین دلیل، به همه کسانی که به امید اینده ای بهتر برای ایران عزیز به جنبش پیوسته اند عرض می کنم که پیوسته مراقب باشیم در دام تبلیغاتی که می خواهد روحانیت کشور را به جنبش بی اعتماد کند نیفتیم. کارناوال روز عاشورای سال ۷۶ و نمایش ها و تمهیدات شبیه آن از یادمان نرود. مخالفان جنبش اگر نه همه، ولی بخشی از آن، به هیچ اصول اخلاقی و دینی پایبند نیستند.

*پیشنهاد شما در مورد مراسم چهارشنبه سوری چیست؟

- مراسم این روز، یادمان جشنواره نور علیه تاریکی است اما علاقمندان به جنبش راه سبز ضمن انکه به نمادها و مراسم ملی و مذهبی دلبستگی دارند، حاضر نیستند که این نوع مراسم ها باعث اذیت و آزار مردم بشود. مخصوصا توجه کنیم که ممکن است مخالفان جنبش بخواهند با برنامه ای که قبلا هم مشابه آن را اجرا کرده اند، جنبش سبز را بدنام کنند. بنده مطمئن هستم که سبزها در هیچ برنامه هنجارشکنانه یا تخریبی که موجب اذیت و ازار مردم بشود شرکت نخواهند کرد. ایجاد انفجار و آتش سوزی با مشی جنبش سبز که تلاش کرده است همواره حرکت هایش مسالمت آمیز و عمیق باشد سازگاری ندارد. سبز بودن به لباس و نماد نیست. سبز بودن به رفتار و اخلاق است. اگر این اصل مهم مورد توجه قرار گیرد و اعضای جنبش یکدیگر را به رعایت آن توصیه کنند، قطعا از آسیب هایی که ممکن است عده ای در لباس جنبش سبز انجام دهند جلوگیری خواهند کرد.

*و نکته آخر؟

- بنده آرزو دارم روزی در کشور شرایطی ایجاد شود که مجموعه پوسترها، نقاشی ها، کلیپ ها و سایر آثار هنری خلق شده یک سال گذشته بدون سانسور به نمایش گذاشته شود و می دانم که انشاء الله با امید و حرکت جنبش سبز، روزی شاهد چنین نمایشگاهی که نشان دهنده شور و شوق ها و دغدغه های ملی ماست، خواهیم بود.ا

Expansion of awareness is the Green Movement’s primary strategy

Violent agents could not even bear seeing a green shirt worn by the young protesters, or even a green rosary held by a spiritual person. Allow the Green Movement to invite the people to a protest in accordance with Article 27 of the Constitution. The reception it will receive could put an end to the talks. We find it more suitable to refer to this year’s Bahman 22nd Rally as an engineered rally. Not only is there no honor in such engineered gatherings, but it is also similar to the Authoritarian mentality and the pre-revolution practices. The real honor is in the grassroots movement of the people in the Khordad 25th Rally and the events following it, not the engineered rallies or possibly mandatory with all the cost and the militarized and intimidating atmosphere. The Green Movement must not forget its objectives. Just as it must not become tangled with everyday lives, suffer from passivity and forget its strategy. The objective of the Green Movement from the very beginning was clearly reform within the framework of principles. We determined the color Green to be the connecting point. Our people wants for our teachers to not be beaten for asking for their payment, our labor workers not to be attacked for requesting their rights, and our women not to be bombarded with various accusations for demanding an end to discrimination. What is important is for the Green Movement to find a way for spreading awareness among all segments of the society, particularly those of lower income, within the frameworks of “Every Citizen, One Media,” every enthusiast of the Green Movement, must find a way to spread and deepen awareness through all segments of the society, particularly those of the lower income within the society. The Green Movement is standing firmly for its demands and rights. Those interested in the Green Movement are proud of being Iranian, and all of its symbols, and with this spirit and manner it is natural for us to extremely suspicious about the colors of our flag being changed and we consider that the strongest reason for certain sector’s disaffection towards our national interests, values, and culture. The Green Movement must repeatedly and in any condition and place, emphasize on Free, Competitive, and an anti-Selective Election. Being Green is not about symbols and clothing. Being Green is about ethics and behavior.l

In a discussion with Kaleme, Mir Hossein Mousavi, answered questions raised by the general public, and supporters of the Green Movement, regarding the event of this year’s 22nd of Bahman (Feb. 11th) and the violent clashes that occurred, and made his position on these matters clear. Imam’s Prime Minister also mentioned several points regarding the people’s Green Movement and the direction Green Path of Hope will continue to follow. In this discussion Mr. Mousavi criticized the engineered rally of Bahman 22nd this year which were «influenced by the tenth Presidential Elections and the post-election events, as the government with outrageous expenses, mobilization of buses and trains throughout the country, along with various administrative organizations, tried to neutralize the effects of the Green Movement’s presence there, and could not bear seeing a single green shirt worn by the young protesters or even a green rosary held by a religious figure», and stated, “The real honor is in the grassroots movement of the Khordad 25th (June 15th) rally and the events that followed, and not the engineered and often mandatory rallies, with so much expense in a militarized and intimidating atmosphere. In this interview, Mr. Mousavi, while criticizing the practices in the country’s management which have led to problems for the people, also noted, «Tens of Millions of Iranians are angry at the censorship, restriction of freedom, repressive actions, adventurous Foreign Policy, destructive economic policies, and the widespread state of corruption and dishonesty. They demand changes that will give them the opportunity to determine their own fate and change the current fate imposed by incompetent officials. The public wants to make sure that the bulk of projects and country’s economic activities will not accumulate under the umbrella of the government and the Revolutionary Guards Corp in the name of Privatization. Our people wants for our teachers to not be beaten for asking for their payment, our labor workers not to be attacked for requesting their rights, and our women not to be bombarded with various accusations for demanding an end to discrimination. The public does not want to be under surveillance with letters, messages, phone conversations, and text messages exposed.» Our Imam’s popular Prime Minister also mentioned the outlook of the Green Path of Hope, and once again, emphasizing the progress of the Green Movement within the framework of the Constitution stressed that, «what is important is for the Green Movement to find a way for spreading awareness among all segments of the society, particularly those of lower income, within the frameworks of “Every Citizen, One Media.’” The expansion of awareness is the primary strategy of the Movement. Being Green means the absence of «Self» and to not be selfish. On this path if possible, we will use the streets in a peaceful and lawful manner, and will incorporate all other legal measures as well. The Green Movement is standing firmly for its demands and rights. Every step in establishing the people’s rights and the flawless implementation of the Constitution will be taken.»l

Translated by Iranian Supporters of Green Movement Abroad ترجمه توسط حامیان جنبش سبز خارج از کشور

Shirin Ebadi:The Young Will Bring Democracy Back To Iran – شیرین عبادی: جوانان دموکراسی را به ایران بر میگردانند Share

Scroll Down for English

Exclusive report by Supporters of Green Movement Abroad from Shirin Ebadi’s Speech at the University of Memphis

گزارش اختصاصی حامیان جنبش سبز از سخنرانی شیرین عبادی در دانشگاه ممفیس

شیرین عبادی: جوانان دموکراسی را به ایران بر میگردانند

شیرین عبادی حقوقدان و برنده ی جایزه صلح نوبل در سخنرانی خود در دانشگاه ممفیس ضمن انتقاد از عملکردهای دولت ، وضعیت حقوق بشر در ایران را نگران کننده خواند. وی در صحبتهایش به حقوق زن اشاره کرد و به انتقاد ازتبعیض های جنسی موجود در ایران پرداخت. خانم عبادی در ادامه اظهاراتش رفتار دولت با معترضین به انتخابات را غیر قابل قبول توصیف کرد و شکنجه و تجاوز به زندانیان در زندانهای کشور را به شدت محکوم کرد. ایشان همچنین جنبش سبزکه به صورت فعال در ایران مشغول به کار است را جنبشی مردمی و شبکه ای خواند که به صورت افقی اداره میشود. شیرین عبادی به جنبش حقوق مدنی در آمریکا اشاره کرد و گفت:» تاریخ به ما ثابت کرده است که جنبش های شبکه ای همیشه پیروز میشوند و نمونه ی بارز آن جنبش حقوق مدنی به رهبری دکتر لوتر کینگ بود که نژاد پرستی را در آمریکا ریشه کن کرد و اکنون میبینیم که آقای اوباما که یک سیاه پوست است رییس جمهور این کشور شده است.یگر » وی افزود، جنبش سبز رهبر واحد ندارد بلکه رهبری به عهده ی همه افراد است و در صورت دستگیری یک نفر، افراد دجای آنها را را میگرند. این فعال حقوق بشر نقش جوانان را در جنبش سبز نقشی کلیدی عنوان کرد و گفت: «جوانان خلاق ایرانی با وجود محدودیت های شدید حکومت، کار اطلاع رسانی را به خوبی انجام میدهند و با شجاعت تمام با موبایل های خود به فیلمبرداری از اتفاقات رخ داده میپردازند.» او همچنین اعلام کرد:»بزودی همین جوانان دموکراسی را به ایران بر میگردانند.» خانم عبادی همچنین از جوامع بین الملل خواست تا در هنگام مذاکره با ایران تنها موضوع انرژی هسته ای را مطرح نکنند بلکه بحث حقوق بشر در ایران را نیز به میان بیاورند. وی افزود: » به دلیل این رفتار های خشونت آمیز که دولت با مردم خودش انجام میدهد، نمیتوان توقع داشت که دنیا به صلح آمیز بودن برنامه هسته ای ایران اعتماد کند.» خانم عبادی در انتها ضمن امیدواری از بهبود حقوق بشر در ایران خواستار حمایت همه جانبه جوامع بین الملل از مردم ایران شد.

در انتهای سخنرانی خانم عبادی موافق شدیم با ایشان مصاحبه کوتاهی داشته باشیم ولی به دلیل کمبود وقت به چند سوال کوتاه بسنده کردیم.

۱) خانم عبادی آیا خواسته های جنبش سبز با تغییر دولت کنونی برآورده میشود یا تغییرات اساسی تر برای رسیدن به این هدف لازم است؟
خواسته های جنبش سبز دموکراسی و حقوق بشر است. حالا فرض کنیم دولت عوض بشود و دولت دیگری بیاید که به اینها اعتقادی نداشته باشد باز هم خواسته های مردم محقق نخواهد شد. در حقیقت ما به جای اینکه به نام افراد فکر کنیم باید به عملکرد آنها توجه کنیم. خواسته ی ما دموکراسی و حقوق بشر است.

۲) شما در صحبتهایتان به تحریم سیاسی علیه ایران اشاره کردید و گفتید این تحریم ها باید به گونه ای باشد که به مردم فشار نیاید. این تحریم ها چقدر میتواند برای جنبش سبز کار ساز باشد؟
در سی سال گذشته ۲۵ قطع نامه از طرف سازمان ملل متحد صادر شده و ایران را متهم به نقض حقوق بشر کردند و از ایران خواستند تا رفتارش را تصحیح بکند و متاسفانه ایران توجه نکرده است و روز به روز وضعیت حقوق بشر در ایران بدتر میشود. تا حدی که طبق گزارش گزارشگران بدون مرز، ایران بیشترین تعداد زندانی ژورنالیست را در زندان دارد و یا اینکه ایران بیشترین تعداد اعدام خردسالان را دارد. بنابراین تا کی میشود قطع نامه صادر کرد و دولت ایران عمل نکند. بایستی وارد مراحل اجرایی شد. ورود به این مرحله نباید وضعیت مردم را بدتر کند. بنابراین حمله ی نظامی و تحریم اقتصادی وضیت مردم را بدتر میکند. باید وارد منزوی کردن دولت ایران شد شاید
بدین وسیله احترامش به حقوق بین الملل جلب بشود.
۳) ایرانیان خارج از کشور چگونه میتوانند به بهبودی حقوق بشر در ایران و پیروزی جنبش سبز کمک کنند؟
مهمترین کمکی که میشود کرد این است که ارتباط بین داخل و خارج را حفظ کنیم و همگام با مردم ایران حرکت کنیم. و از همه مهمتر اخبار ایران را به خارج منتقل کنیم

The Young Will Bring Democracy Back To Iran

Shirin Ebadi, Lawyer, and the Nobel Peace Prize winner, in her lecture at Memphis University in addition to criticizing the government’s actions, expressed her concerns regarding the Human Rights situation in Iran. In her speech she pointed to Women’s Rights and spoke about the current sexual discrimination in Iran. Ms. Ebadi continued her remarks by calling the government’s behavior towards the post-election protestors unacceptable and strongly condemned the tortures and abuses carried out against the prisoners in the country. She also referred to the Green Movement which is currently actively operating in Iran, as the people’s movement, and as a network being ran horizontally. Shirin Ebadi made reference to the American Civil Rights Movement, and stated:”History has proven to us that movements that operate within a network are always victorious, and the most evident example of that is the Civil Rights Movement led by Dr. Martin Luther King. He was able to uproot racism in America and today we see that Mr. Obama, a black man, has become the president of this country.” She added that the Green Movement does not have a sole leader, but rather leadership is the responsibility of all people, and should one person be arrested, others will take their place. This Human Rights Activist, considered the role of the younger generation in the Green Movement as a key role, and stated, “Despite the regime’s intense restrictions, creative young Iranians, spread information skillfully, and with utter courage film all the events that occur via their camera phones very effectively.” She also mentioned that, “soon this young generation will also bring Democracy back to Iran.” Ms. Ebadi also urged the international community to not only focus on the issue of nuclear energy during their negotiations with Iran but also to discuss human rights as well. She stated:” we can’t expect the world to trust in peaceful uses of Iran’s nuclear energy when the government uses violence against its own people.” Ms. Ebadi while expressing her hopes for improvements of Human Rights in Iran ended by urging the International community to show its full support for the people of Iran.

At the end of Ms. Ebadi’s speech we were able to have a short interview with her, however due to the lack of time we were limited to a few short questions.

Ms. Ebadi will the demands of the Green Movement be answered by a simple removal of the current government, or are more fundamental changes necessary in order for it to meet its goals?

The Green Movements demands are Democracy and Human Rights. Let us assume that the current government would be replaced by another government not willing to comply with these. The people’s demands and objectives will still remain unachieved. In reality, we should pay attention to individual’s actions rather than thinking about their names. Our demands are Democracy and Human Rights.

In your speech you mentioned political sanctions against Iran, and stated that sanctions should be in a manner that will not put any pressure on the people. How effective could such sanctions be for the Green Movement?

Throughout the past thirty years 25 resolutions have been issued by the United Nations, accusing Iran of violations against Human Rights, and have demanded for Iran to correct its behavior, yet unfortunately Iran has ignored these and Human Rights in Iran become worse day by day. To the extent where according to a report by Journalists Without Borders, Iran has the highest number of imprisoned Journalists, in addition to having the highest rate of juvenile executions. Therefore how much longer can resolutions be issued while the government of Iran ignores them. It must enter an executive process. Entering this process should not worsen the condition of the people. Therefore a military strike or economic sanctions only worsen the situation for the people. The government of Iran must be isolated in an effort to perhaps attract them towards respecting International Laws.

In what ways can Iranians abroad help in improving Human Rights and the success of the Green Movement inside Iran?

The most important help that can be given is to maintain our communications and relationship with those inside the country, and move alongside the people in Iran. And most importantly, relay the news from inside Iran to the outside world.

Mehdi Karroubi’s statement regarding events of 22nd of Bahman (Feb. 11th) – مهدی کروبی خطاب به ملت بعد از مراسم ۲۲ بهمن Share

Scroll Down for English

مهدی کروبی خطاب به ملت بعد از مراسم ۲۲ بهمن

سهام نیوز
مردم بزرگ و آزاده ایران
از حضور فراگیر و گسترده شما به رغم فشارهای امنیتی و فضای بسته سیاسی حاکم در مراسم ۲۲ بهمن امسال عمیقا سپاسگزارم. امسال اگرچه مراسم ۲۲ بهمن با دعوت همه جناحهای سیاسی و شخصیتها و مراجع عظام، با امید گشایش روزنههایی به سوی حل بحران و مشکلات ملی انجام پذیرفت، اما متاسفانه جریان تمامیتخواه و خشونتطلب میکوشد با استفاده از صدا و سیما و رسانههای دولتی و شبهدولتی خود، با بیاخلاقی تمام و وارونهسازی واقعیت و پنهانکردن وحشیگریهای جانبی و فضای امنیتی حاکم بر این راهپیمایی، آنرا به نفع خود مصادره کند. جریان خشونتطلب میخواهد از این راهپیمایی که با حضور عظیم اصلاحطلبان و اصولگرایان امکان پذیر شد، برای پاککردن آثار ناشی از زندانیکردنها و جنایتها و شکنجهها و کشتارهای خیابانی بهره برد. میخواهد چادری از مغلطه و کژنمایی بر این جنایات و وحشیگریهای خود بکشد. راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال درحالی برگزار شد که نیرویهای نظامی و امنیتی، تهران را به یک پادگان تبدیل کردهبودند. آنها با هر حرکت و نشانهای از عدم موافقت با وضع موجود، بهشدت برخورد میکردند و آنرا خفه میکردند. طرفه آنکه، حتی یک تصویر از این همه لشگرکشی و پرتاب نارنجکهای اشکآور و ضرب و شتم شما مردم، در رسانههای داخلی نشان دادهنشد! گویا چشمانشان، با پردههایی از گمراهی پوشیده شده که گمان میکنند که توانستهاند بر خاطره جمعی مردم پرده فراموشی بکشند و با مصادره تمام و کمال این مراسم ملی و مذهبی و انقلابی به نفع خود، مستمسکی برای ادامه جریان «سلب حقوق حقه مردم» فراهم کنند. حال آنکه بدون دعوت جریانهای سیاسی و حضور مردمی، راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال، به راهپیمایی بیرمق یگانهای نظامی و امنیتی تبدیل میشد و امکان چنین بهرهبرداری تبلیغاتی برای ایشان فراهم نمیآمد.

همه ما میدانیم که حضور شما مردم در راهپیمایی ۲۲ بهمن، به یقین نه به دلیل علاقهتان به سیاستهای سرکوب و پرکردن زندانها که بهدلیل علایق ملی و عشقتان به ایران، انقلاب و امام بود. شما مردم خوب کشورمان در راهپیمایی سالگرد انقلاب اسلامی شرکت نکردید تا با کتکزدن مردم بیعت کنید. شما مردم مومن کشور ما بهتر از هرکسی میدانید که ریختن خون بیگناهان با مبانی دین و اخلاقتان سازگار نیست. مگر مولای ما علی (علیهالسلام) برای تقویت حکومت خود زندانهایش را پرمیکرد؟ شما مردم شهید داده کشورمان، راضی به سرپوش گذاشتن روی جنایات کهریزک و مجتمع سبحان و خوابگاههای دانشجویی و بیحرمتی به مراجع نیستید و حضور شما در راهپیمایی ۲۲ بهمن هم، تاییدی بر آن جنایات نبودهاست. با اینحال کسانی که حداکثر تلاش خود را برای مهندسی تظاهرات ۲۲ بهمن بهکار بردند و از سراسر کشور با صدها اتوبوس و قطار نیرو به تهران اعزام کردند، باید دلیل خالی ماندن میدان آزادی را به هنگام سخنرانی، علیرغم استفاده از این همه نیرو و بسیج نیروهای انتظامی و نظامی خود توضیح دهند. مگر میشود تصور کرد که مردمی چنین فهیم، دلیل حضور دههاهزار نفری نیروهای نظامی و انتظامی در خیابانها را ندانند؟ آیا فکر میکنند مردم فشار نیروهای انتظامی و لباسشخصیها با قمه و باتوم و گاز فلفل، برای جلوگیری از پیوستن خدمتگزاران نظام و ایران به خیل خروشانشان را نمیبینند؟ آیا تصور میکنند که مردم متوجه ترس و ضعف حاکمیت نشدهاند؟

مردم عزیز، حضور شما در راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال قابل تحلیل نیست، مگر آنکه صفآراییهای دو گرایش عمده در این تظاهرات، مستقل از هم، نمایش داده و ارزیابی شود. ما با دوگرایش روبرو هستیم. یکی گرایشی است که از حق اجتماع و راهپیمایی مردم که در اصل ۲۷ قانون اساسی نیز بر آن تصریح شده، میهراسد و برایهمین روز راهپیمایی ملی، تهران را به پادگان تبدیل میکند. گرایشی که فقط حضور طرفداران خود را در راهپیمایی برمیتابد و ملت را مجموعهای از افراد طرفدار و تابع خود میداند و بقیه مردم را، حتی اگر اکثریت نیز باشند، خس و خاشاک میخواند. اما سوی دیگر، گرایشی است که شما را با همه تنوع و رنگارنگی اعتقادیتان، فارغ از ویژگیهای جنسیتی و قومیتی و فرهنگی و طبقاتی، به رسمیت میشناسد. گرایشی که مردم را نه صرفا به میدان آزادی، بلکه به نشستن سر سفره آزادی فرامیخواند. لذا برای ازمیان رفتن پردههای گمراهی از جلوی دیدگان جریان تمامیتخواه، براساس آموزههای مرادم امام خمینی(ره)، دو پیشنهاد دارم. پیشنهاد اولم این است که همانطور که حضرت امام در سال ۱۳۴۱ فرمود «حاکمیت یک میتینگ در یکی از میادین بزرگ تهران برگزار کند، به ما هم در بیابان و کویر قم اجازه متینگ بدهند»، میخواهم براساس حق مسلم مردم، طبق اصل ۲۷ قانون اساسی، مجوز بدهند که در میدانی از تهران راهپیمایی از طرف ما برگزار شود تا اقلیت و اکثریت مشخص شود. امنیتش را هم خودمان تامین میکنیم و تضمین میدهیم که این راهپیمایی با پرهیز از هرگونه شعار ساختارشکن برگزار شود؛ یک راهپیمایی آزاد، آنهم یکبار برای همیشه، تا وزن هر گرایش در جامعه ما، بیفشار و تهدید روشن شود.

اما پیشنهاد دوم: درحالیکه جریان تمامیتخواه میخواهد راهپیمایی ۲۲ بهمن را به رفراندومی برای تایید سیاستهای خشونتآمیز و ضدمردمی خود تبدیل کند، پیشنهاد میکنم که براساس اصل ۵۹ قانون اساسی، رفراندومی برای برونرفت از بحران برگزار شود تا به حاکمیت شورای نگهبان پایان دهد. دخالتهایی که بهنام نظارت استصوابی، حاکمیت مردم را نشانه گرفتهاست و حتی از نظارت استصوابی هم پا را فراتر گذاشتهاست. این دخالتهاست که مانع برگزاری یک انتخابات آزاد ریاستجمهوری و تشکیل یک مجلس خبرگان و شورای اسلامی مستقل میشود. این چگونه مجلس مستقلی است که نمایندگان ملتش، از ترس نظارت شورای نگهبان، مجبورند که هربار بیانیههایی برای محاکمه دلسوزان کشور تنظیم میشود، آنرا امضا کنند؟ کارنامه انتخابات دهم ریاست جمهوری نشان داد که این، تنها رفراندوم است که می تواند راهگشای ما برای عبور از این تنگناها باشد. در کنار حضور مجلسی مستقل است که اصول مربوط به منافع و حقوق اساسی ملت مانند آزادی رسانهها و مطبوعات، اصلاح شرایط برگزاری دادگاههای سیاسی و … هم تامین میشود. و نیز این گونه مجلسی، فارغ از سایه حاکمیت شورای نگهبان است که وزن نیروهای سیاسی در جامعه را روشن خواهد کرد، نه جوسازی و تمهیدات دولتی و هزینههای میلیاردی، چنانکه در ۲۲ بهمن امسال دیدیم.

والسلام

مهدی کروبی

سوم اسفند ۱۳۸۸

Mehdi Karroubi’s statement regarding events of 22nd of Bahman (Feb. 11th)

Translated by Mousavi’s Facebook (Khordad 88)

Great and noble people of Iran

I deeply appreciate your huge turnout in the 22nd Bahman [February 11, anniversary of the revolution] rally despite all the security pressures and the closed political atmosphere. The ceremonies this year were held while all political fractions, prominent figures and grand Ayatollahs had invited people to participate in hope of moving toward resolving the current crisis and our national dilemmas. Nevertheless, the brutal totalitarian forces are using the state-run television and their official and unofficial media outlets to hijack the rallies and stage them as a show of their supporters while unethically ignoring the brutalities and violence that occurred on the sidelines and the extreme security measures that were in place that day, thus presenting a complete opposite of what had actually happened. These brutal forces want to use these rallies that were not possible without the widespread presence of the supporters of the reformists and conservatives alike, to clean their record of [illegal] arrests, crimes, tortures, and street killings. They want to cover up their crimes, violence and brutality with fallacies and misrepresentations. During the 22 Bahman rally this year, the police and armed forces had turned the streets of Tehran into a military base. They severely attacked and silenced whoever showed the slightest sign of nonconformity with the current situation. Sure interesting enough, not a single scene of the presence of all those forces, their assaults on you with teargas, or their beating you was reflected in the domestic media! It seems like their eyes have been covered with a veil of [their] wrongdoings. How else could they think that they have succeeded in erasing the collective memory of the people and totally confiscating this national, religious, and revolutionary ceremony for their own benefit, so they can continue «depriving people of their most essential rights». This is while, were it not for the various political groups› invitations and the people’s participation, the 22 Bahman rallies would have turned out as an unenthusiastic rally of armed and security forces, and they would have had no chance for these political exploitations.

We all know that your attendance in 22nd of Bahman rally was not in support for the repressive policies that have taken so many political prisoners but for your love of Iran, the Islamic Revolution, and Imam Khomeini. You good people of Iran did not attend the Islamic Revolutions anniversary rally to swear allegiance to those who beat people. My pious countrymen, You know better than anyone that spilling the blood of the innocent is against your religion and morals. Did Ali (peace be upon him) fill his prisons to strengthen his government? You who have given Martyrs, are not satisfied with concealment of the crimes committed in Kahrizak, Sobhan Complex, and university dormitories and disrespecting the senior religious figures. Your attendance in 22nd of Bahman rally is not a token of support for such villainy. Regardless, those who have done their uttermost to engineer the 22nd of Bahman rally by utilizing hundreds of buses and trains to bring in support, must explain why the Azadi square was so empty during the speech despite having used so many resources and engaging the police and armed forces. Is it possible to think that intelligent people of Iran would not know the reason behind the presence of tens of thousands of police and armed forces on the streets? Do they think that people have not seen all the pressure being exerted by the police and plain-cloth forces who use daggers, clubs, and pepper sprays on the servants of Iran and Islamic Republic to stop them from joining the crowd. Do they think that people have not noticed their fear and weakness?

Dear nation, your presence in the rallies of the February 11 are beyond analysis, unless it is looked at from the prospective of dichotomy of the two currents organizing against one another. We have two political inclinations in our society. One is an inclination that is afraid of rights to gather in peaceful demonstrations, and rallies according to the Article 27 of the constitution. It is this fear that motivates them to turn Tehran into a military base on the day of national rallies. This stream is the one that only tolerates its own supporters in rallies, and understands the nation as a set of groups who are advocates and supporters of its commands. It sees the rest of the people, even if the rest of the people constitute a majority, as a ‹dirt and dust’. On the other side there is the other inclination which recognizes you regardless of your variety, colorful range of beliefs, and without favoring on one gender, class, culture or race. This is an inclination that calls people not only to attend the rallies in Freedom Sq. but also to sit together around the same table and share their freedom. As such, based on teachings of Imam Khomeini I have two suggestions to take away the veil of ignorance that has blinded the sights of totalitarian currents. My first suggestion is that just like Imam Khomeini had asked: «The government should organize a meeting in Tehran in one of the big squares, and allow us to organize a meeting in the deserts close to Qom.» I want to ask for a permit to organize a rally based on the article 27 of the constitution in one of the squares of Tehran so that we can see the minority and the majority.

We will provide security for the rally ourselves and guarantee that it will be conducted without any slogans directed at the regime. Once and for all, a demonstration free of threats and suppression to show the weight of each group in the society. But the second suggestion: While the authoritarian factions have turned the 22nd Bahman rally into a referendum to endorse their violent and anti-public policies , I propose a referendum based on the article 59 of the constitution to solve this crisis and end the reign of the guardian council. Interfering with the rule of people in the name of approbation supervision that has even surpassed [their own definition of ] approbation supervision . It is these interventions that inhibit holding a free presidential elections and forming an independent Guardian Council and parliament. In what sort of independent parliament are members forced –out of the fear of guardian council – to sign every statement against people who care for this country? The record of 10th presidential election shows that only a referendum can free us from these difficulties. [Only] in presence of an independent parliament will the principles related to interests of people and their fundamental rights such as freedom of press, fair trial and so on be observed. It is such a parliament, free from the rule of Guardian Council, that will clarify the weight of various political forces in the society not spending millions of dollars in government preparations and forcing a [pro-government ] atmosphere as we saw in 22nd of Bahman.

Mehdi Karroubi

Feb. 22 / 2010

Green Color of Iranian Flag changed to Blue! – حذف رنگ «سبز» پرچم ایران در کنفرانس خبری احمدی نژاد

حساسیت دولت به رنگ سبز آنقدر زیاد است که آنها را مجبور به جعل رنگ پرچم ایران کرده است! این سومین باری است که دولت جمهوری اسلامی دست به چنین اقدامی میزند. در کنفرانس خبری امروز محمود احمدی نژاد، رنگ سبز پرچم ایران به رنگ آبی تبدیل شد! البته این نوع اقدامات دولت تازگی ندارد و نمونه ی بارز آنرا بارها در مورد جعل نام خلیج فارس به خلیج عربی توسط مسئولین دیده ایم
عکس های زیر از کنفرانس خبری محمود احمدی نژاد گرفته شده است که تغییر رنگ پرچم در آن کاملا مشخص است.
The government changed the green color of Iranian flag to blue in today’s Ahmadinejhad’s news conference. This is the third time that government has removed the green color from the flag. Since the color green would represent the Green Movement, government has decided to avoid using this color in public media! the pictures below was taken from the news conference that was held today.

Another Iranian dissident sentenced to death – حکم اعدام برای یک جوان به اتهام محاربه

Scroll Down for English

حکم اعدام برای یک جوان به اتهام محاربه

بی بی سی
محمد مصطفایی، وکیل مدافع امیررضا عارفی، در وبلاگ شخصی خود خبر از آن داده است که موکلش به عنوان محارب شناخته و به اعدام محکوم شده است.

به گفته آقای مصطفایی، این حکم روز سه شنبه ۲۷ بهمن (۱۶فوریه) درشعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به وی ابلاغ شده است.

آقای مصطفایی در این باره در وبلاگش نوشته است که این جوان ۲۱ ساله به اتهام «عضویت و همکاری و تلاش و فعالیت موثر در راستای پیشبرد اهداف» انجمن پادشاهی ایران در تاریخ ۲۶ فروردین سال جاری دستگیر شد.

یک هفته پیشتر دادسرای عمومی و انقلاب تهران اعلام کرده بود که برای یکی از عوامل ناآرامی های عاشورا به اتهام «محاربه و اجتماع و تبانی علیه امنیت و تبلیغ علیه نظام» حکم اعدام صادر شده است.

دادسرای انقلاب نام این شخص را اعلام نکرده بود و معلوم نیست آیا این فرد همان امیررضا عارفی است یا فرد دیگر.

آقای مصطفایی در وبلاگ خود با اشاره به اینکه بیست روز برای اعتراض به حکم صادره مهلت دارد، ابراز امیدواری کرده است که دادگاه تجدیدنظر حکم صادره را نقض کند.

امیر رضا عارفی، یکی از صدها متهمی است که در دادگاه های گروهی تابستان گذشته در تهران محاکمه شدند.

خبرگزاری فارس براساس کیفر خواست صادر شده از سوی دادستان عمومی و انقلاب تهران در جلسه دوم این دادگاه های علنی اعلام کرد که آقای عارفی به تلاش برای انفجار در چند نقطه تهران و طراحی بمب های قوی برای منفجر کردن شعبه های اخذ رای متهم شده است.

در کیفرخواست مطرح شده امیررضا عارفی متهم شده بود که از طریق فرود فولادوند با سرویس اطلاعاتی آمریکا ارتباط داشته است و چند بمب قوی را در بیابان های اطراف تهران آزمایش کرده و فیلمی از این آزمایش ها را به آمریکا فرستاده است.

دادسرای عمومی و انقلاب تهران روز ۸ بهمن (۲۸ ژانویه) اعلام کرد که برای یازده تن از متهمان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری و معترضان روز عاشورا، حکم اعدام صادر شده و احکام اعدام دو نفر از آنها اجرا شد.

حکم اعدام آرش رحمانی پور، ۲۰ ساله و محمد علی زمانی، ۳۷ ساله در حالی اجرا شد که آنها در یک دادگاه دسته جمعی همراه با بسیاری از دستگیر شده های مربوط به رویدادهای پس از انتخابات محاکمه شدند.

قوه قضاییه ایران ابتدا اعدام آنها را در ارتباط با ناآرامی های عاشورا اعلام کرد.

اما وکلای یکی از این دو و گروه های حقوق بشر گفتند که این دو نفر پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در ایران بازداشت شده و تحت فشار به کارهای ناکرده اعتراف کرده بودند.

در پی این اعتراض ها دادسرای تهران جزئیات اتهامات آرش رحمانی پور و محمدرضا علی زمانی را اعلام کرد که در آن نشانی از اتهام شرکت در اعتراضات انتخاباتی دیده نمی شد.

عضویت در «انجمن پادشاهی ایران» از جمله اتهامات آنها بود.

Another Iranian dissident sentenced to death

Zamaneh

Iranian court attorney, Mohammad Mostafai reported that Amir-Reza Arefi has been sentenced to death by the judiciary. The 21-year-old is charged with “enmity against God through membership in the Association of Iranian Monarchists,” according to Mr. Mostafai’s weblog.

Mostafai goes on to indicate that the young man was arrested and imprisoned last April by Iranian security forces.

Last week, Tehran’s Revolutionary Court announced that another Ashura Day detainee accused of “enmity against God as well as assembly and collusion against security and propaganda against the system” has been sentenced to death.

On Ashura Day, December 7 of 2009, election protesters staged peaceful demonstrations to once more protests the alleged fraud in the June presidential election.

Mohammad-Reza Zamani and Arash Rahmanipour are two other individuals who were recently hanged for similar charges. The attorneys of the two have repeatedly announced that they were arrested prior to the elections and despite the judiciary’s claim that they were involved in the post-election unrest, their clients had no involvement in those events.

Iranian judicial authorities emphasize however that the two were involved in the post-election unrest and their hanging is a direct result of that involvement.

Iran ‹shows contempt› for human rights by rejecting UN recommendations – ایران با اعزام نماینده ویژه شکنجه مخالفت کرد

Scroll Down for English

ایران با اعزام نماینده ویژه شکنجه مخالفت کرد

زمانه

ایران درخواست تعیین نماینده ویژه سازمان ملل در امور شکنجه برای سفر به این کشور را رد کرده است.

مقامهای ایرانی ادعا میکنند که این درخواست را بدلیل استفاده نمایندگان غربی در شورای حقوق بشر از «ادبیاتی مسموم» رد کردهاند.
کشورهای غربی، دوشنبه هفته جاری، در اجلاس دورهای شورای حقوق بشر سازمان ملل، از جمهوری اسلامی به علت نقض حقوق بشر در ایران به صراحت انتقاد کردند.

نمایندگان بریتانیا و فرانسه خواستار انجام تحقیقات بینالمللی در خصوص خشونتهای پس از انتخابات در ایران شده بودند. استرالیا و ایالات متحده نیز درخواست مشابهی را مطرح کرده بودند.
نماینده بریتانیا هم از مقامهای جمهوری اسلامی خواسته بود که از بان کیمون، دبیر کل سازمان ملل برای سفر به ایران به منظور انجام تحقیق در خصوص خشونتهای پس از انتخابات و بررسی وضعیت حقوق بشر در این کشور، دعوت به عمل آورند.

به گزارش آسوشیتدپرس، جمهوری اسلامی همچنین ۴۳ درخواست دیگری را که در جریان این اجلاس مطرح شده، رد کرده است.

این درخواستها شامل مواردی چون رفع تبعیض از زنان و دگرباشان، آزادی زندانیان سیاسی و توقف آزار و اذیت روزنامهنگاران و وبنگاران و توقف صدور و اجرای حکم اعدام است. ایران همچنین اعلام کرده که از شکنجه به عنوان ابزاری قانونی علیه مجرمان استفاده نمیکند.

محمدجواد لاریجانی، رئیس هیات ایرانی شرکت کننده در این اجلاس اعلام کرده که این پیشنهادها توسط «گروهکی سازمان یافته» از تعدادی از کشورها مطرح شده که فضای «خطرناکی» را در شورای حقوق بشر ایجاد کردهاند.
کمپین بینالمللی حقوق بشر در ایران، پس از اظهارات هیات ایران در ژنو اعلام کرد که نمایندگان ایران با «پذیرش و رد همزمان» پیشنهادات نمایندگان هیاتهای سازمان ملل، نهایت «عدم احترام» به هنجارهای پذیرفته شده بینالمللی را به نمایش گذاشتند.

ارون رودز؛ سخنگوی این کمپین، واکنش ایران به جمعبندی شورای حقوق بشر را «لحظه مهمی» دانسته که نشانه «رفتار فریبکارانه دولت ایران نسب به هنجارهای بینالمللی حقوق بشر بود.»

هیات ایرانی از اظهارات کشورهای غیرغربی استقبال کرده، اما با طرح همان درخواستها از سوی کشورهای غربی مخالفت کرده است.

لاریجانی، روز دوشنبه، اظهارات کشورهای غربی در خصوص وضعیت حقوق بشر در ایران را همچون اظهارنظرها درباره پرونده اتمی جمهوری اسلامی، «سیاسی» خوانده بود.

Iran ‹shows contempt› for human rights by rejecting UN recommendations

Amnesty
Amnesty International today criticised Iran for rejecting important recommendations by the United Nations to improve human rights in the country.

The recommendations rejected by Iran include: ending the execution of juvenile offenders; upholding fair trial guarantees, investigating torture allegations, including rape and releasing people detained for peacefully exercising their human rights.

The Iran delegation also only paid lip service to cooperation with the Human Rights Council.

While accepting a recommendation to cooperate with UN’s human rights experts, Iran rejected several others to allow the Council’s Special Rapporteur on torture to visit the country.

The delegation accepted the recommendation to respect freedom of religion but rejected a recommendation to end discrimination against the Bahai’s.

“By rejecting specific recommendations made by dozens of countries the Iranian authorities showed contempt for international obligations just as they have done in their treatment of their own people,” said Hassiba Hadj Sahraoui, Middle East and North Africa Deputy Director at Amnesty International.

“By promising to consider recommendations to eliminate the execution of juvenile offenders, the Iranian authorities are cynically camouflaging their existing obligation under the Convention on the Rights of the Child not to execute juvenile offending,” said Hassiba Hadj Sahraoui.

The UN’s Human Rights Council in Geneva has been reviewing Iran’s human rights record where the Iran delegation responded to a series of recommendations put to them by other UN member states.

The delegation accepted 123 recommendations, reserved its position on 20 other and rejected 45 recommendations.

Amnesty International is perplex by the numerous contradictions between recommendations accepted and those rejected.

The cavalier rejection of some recommendations similar to others accepted cast doubt on the willingness of the authorities to implement the recommendations accepted.

Iran has said it is carrying out investigations into cases of torture and killing that occurred following the unrest that occurred following the presidential election in June 2009.

However, despite reports of parliamentary investigations, no one appears to have been brought to justice over the killing of Neda Agha Soltan, a peaceful demonstrator who was shot in a street in June 2009 or Mohsen Ruholamini who died in custody in July 2009.

On the other hand, it rejected recommendations on investigations of torture allegations and unlawful killings and thereby perpetuate a climate of impunity.

The country’s authorities also said they would strengthen cooperation with human rights organizations, yet they have failed to respond to repeated requests by Amnesty International to meet with members of the Iranian delegation.

”For human rights to really improve in Iran, the authorities must end the double-speak and take concrete measures, like ending the execution of juvenile offenders; ensure fair trials; halt torture and end impunity for all violations.”

Iranian opposition leaders to review their strategies – کروبی: استراتژی جدید جنبش اعلام میشود

Scroll Down for English

زمانه

کروبی: استراتژی جدید جنبش اعلام میشود

مهدی کروبی میگوید به زودی، برای تعیین استراتژی جدید جنبش سبز، با میرحسین موسوی جلسه ای خواهد داشت.
آقای کروبی، زمان برگزاری این جلسه را هفته جاری اعلام کرده و گفته که نتایج آن را به اطلاع طرفداران جنبش سبز خواهد رساند.
آقای کروبی به روزنامه ساندی تلگراف گفته است در صورتی که دولت اجازه برگزاری تجمع به مخالفان را ندهد، جنبش سبز ناچار به انتخاب «روشهای دیگری» خواهد شد.

در روز ۲۲ بهمن، طرفداران جنبش سبز قرار بود با نمادهای سبز در خیابانها حاضر شوند که به خاطر فشار و تهدید نیروهای امنیتی، موفق به چنین کاری نشدند. در این مراسم، مهدی کروبی، محمد خاتمی و میرحسین موسوی نیز مورد هجوم لباس شخصیها و نیروهای امنیتی قرار گرفتند.
دولت ایران بیش از هشت ماه است که به منتقدان و مخالفان خود اجازه برگزاری هیچ تجمعی را نمیدهد
به گفته دبیرکل حزب اعتماد ملی، دولت در حال حاضر، «تحمل کمتری» دارد و سعی میکند علیه مردم با خشونت رفتار کند.
این رهبر مخالفان دولت اظهار داشته که «ما میخواهیم خواستههای صلحجویانه را در چارچوب قانون اساسی» دنبال کنیم و در این میان، مردم نباید «هزینه بالایی» بپردازند.
کروبی در ادامه این مصاحبه اظهار داشت: «هرگز نمیتوان از حق مردم گذشت، اما باید راه مناسبی برای احقاق حقوق مردم بیابیم و انقلاب را به مسیر اصلیاش بازگردانیم.»
وی در بخش دیگری از اظهارات خود، بر خواستههای رهبران مخالفان دولت مبنی بر «آزادی بیقید و شرط زندانیان سیاسی، برگزاری انتخابات آزاد، لغو نظارت استصوابی، آزادی مطبوعات و به رسمیت شناختن حق انتقاد» تاکید کرده است.
میرحسین موسوی و مهدی کروبی، پیشتر در بیانیههای جداگانهای، تحقق این خواستهها را موجب خروج جمهوری اسلامی از وضعیت «بحرانی» دانسته بودند.
به گفته کروبی، «فضای فعلی که تحت تسلط وحشت و نظارت پلیسی است، باید از بین برود و موقعیتی بوجود بیاید که همه مردم بتوانند گردهم بیایند و عقیده خود را نسبت به آینده حکومت ابراز کنند.»
دبیرکل حزب اعتماد ملی همچنین با انتقاد از ادامه خشونتها علیه معترضان در ایران، گفته است: «زندگی سیاسی برخی، از جمله بعضی افراد نظامی، به بحران وابسته است. آنها حقوق مردم را انکار میکنند و سعی در تسلط به فضای سیاسی و اقتصادی مملکت دارند.»
کروبی در بخش دیگری از اظهارات خود افزوده است: «علمای عظام نگران اوضاع هستند. آنها نگران حکومت و آینده جمهوری اسلامی ایران هستند.»

Iranian opposition leaders to review their strategies

Zamaneh
Iranian opposition leader, Mehdi Karroubi announced today that he will soon meet with MirHosein Mousavi in order to discuss new strategies for the Green Movement and relay the results to their supporters.

Mehdi Karroubi told Sunday Telegraph daily that if the government continues to impede protesters from peaceful gatherings, the Green Movement will be forced to choose “other paths.”

On February 11, Green Movement supporters were planning a demonstration with their green symbols; however, threats and violent confrontation of security forces stopped protesters from realizing their plan. Opposition leaders, Mehdi Karroubi, Mohammad Khatami and MirHosein Mousavi were also swarmed by security forces and the notorious pro-government attackers in plain clothes, and forced to leave the march.

Since they gathered in millions in June to protest the alleged fraud in the elections that secured Mahmoud Ahmadinejad’s re-election, protesters have been denied the right to assembly and with every new attempt, they have attracted harsher confrontations from the government.

Mehdi Karroubi claimed: “We want to pursue our peaceful demands in the framework of the constitution and refuse to let the people suffer heavy losses for it.”

The opposition leader added: “We can never give up on our struggle for people’s rights; however, we need to find an appropriate way to realize their demands and return the Revolution to its original path.”

He went on to say: “the current atmosphere that is dominated by the fear and control of the police must be omitted while establishing a situation where people can gather to express their opinions regarding the future of the government.”

Reformist organizations, Association of Combatant Clerics and Islamic Iran Participation Front also issued separate statements condemning the harsh confrontation of security forces with protesters on February 11, adding that the larger number of demonstrators in this year’s commemoration of the Revolution’s anniversary can only be attributed to the participation of Green supporters although police brutality impeded them from sporting their green symbols.

The opposition has repeatedly urged its supporters not to get involved in any kind of violence in the demonstrations and resist all provocations by pro-government forces.

افشای شکنجه شدید علی کروبی در نامه سرگشاده فاطمه کروبی Karoubi’s Wife Says Her Son Was Tortured, Threatened With Rape

افشای شکنجه شدید علی کروبی در نامه سرگشاده فاطمه کروبی

Please scroll down for English

منبع: سحام نیوز

فاطمه کروبی همسر مهدی کروبی در نامه ای به آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب در خصوص اتفاقات روز ۲۲بهمن و دستگیری فرزند و حمله به همسرش و شرایط حاکم بر جامعه نکاتی را برشمرد.ا

متن کامل این نامه بدین شرح است:ا

بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت آیت اله خامنه ای – مقام معظم رهبری

با سلام و احترام
در ارتباط با راهپیمائی ۲۲ بهمن امسال و حوادث پیرامون آن که شخصا شاهد بخش کوچکی آز آن بودم و یا فرزندم علی پس از آزادی بیان کرد با در نظر گرفتن خدا، صادقانه و به نیت درمان این غده ی سرطانی که تمامیت نظام و اسلام را نشانه گرفته است و با این امید که دستور صریح و قاطع جنابعالی به افراد صالح به پاک کردن همیشگی آن منجر شود، نکاتی به استحضار می رسانم. اینجانبه از سال ۱۳۴۱ تا ۱۳۵۷ در کنار همسرم در مبارزه علیه رژیم سفاک پهلوی فراز و نشیب هائی را پشت سر گذاشتم و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به لطف خداوند متعال توفیق یافتم در بنیاد شهید در دوران دفاع مقدس در بخش دارو ودرمان به مجروحان و وخانواده های معزز شهدا خدمت نمایم و مورد تقدیر کتبی امام (ره) قرار گیرم. پس از آن نیز در هر مسئولیت اجرائی قرار گرفتم و یا نمایندگی مردم در مجلس را بر عهده داشتم، سعی کردم با خدمت به مردم بطور عملی از نظام و انقلاب حمایت کنم. همگان میدانند که اینجانبه از بدو انقلاب تاکنون نیز همواره از انقلاب، نظام و آرمان های امام و شهدا دفاع کرده و می کنم. استدعا دارم آنچه که در این نامه به نگارش در آمده را تنها از سر دلسوزی و برای پیشگیری از جنایات آتی علیه فرزندان این سرزمین بدانید، نه برای فرزندم علی که بازداشت او فقط یک نمونه کوچکی است از این دریا. توضیحات زیر تنها در این راستا بیان می گردد و لاغیر.ا

فرزند سوم ام علی که در سن ۲ سالگی دستگیری و محکومیت ۵ ساله پدر را در شمیران تجربه کرده بود، در کنار پدرش در راهپیمائی ۲۲ بهمن به رسم همه ساله شرکت کرد. همه گروه های سیاسی و شخصیت های هر دو جریان از مردم برای شرکت در این راهپیمائی بزرگ دعوت کردند و از آنان خواستند با پرهیز از افراط گرائی و خشونت زبانی و فیزیکی بطور آرام شرکت کنند. متاسفانه خشونت طلبان که حیات سیاسی و اقتصادی خود را در خشونت و بحران می بینند با دستور به پیاده نظام های بی هویت به همسرم این یار دیرینه امام و مردم یورش بردند که ابعاد آن را همگان می دانند. اینجانبه که برای شرکت در راهپیمائی رفته بودم با فاصله ای اندک شاهد آنچه گذشت بودم. در همان موقع، علی به جرم نانوشته شرکت و کمک به حفاظت از پدر دستگیر و به مسجد امیر المومنین (ع) برده شد و در خانه خدا این محل امن الهی در کنار سایر بازداشت شدگان کتک خورد و ناسزا شنید. هنگامیکه اسامی بازداشت شدگان را یادداشت می کردند، اوباش هائی که امروز در لباس ضابطان قرار گرفته اند به هویت علی پی بردند و پس از ده دقیقه و کسب اجازه از مسوولان ارشد خود، او را از جمع جدا کرده و بشدت مورد ضرب و جرح قرار دادند. این از خدا بی خبران مکان امن الهی را به شکنجه گاه فرزندان مردم تبدیل کردند. آنان در کنار ضرب و جرح شدید فیزیکی علی با بکارگیری سخیف ترین و زشت ترین الفاظ نسبت به فاطمه و مهدی کروبی او را تحت فشار روحی قرار دادند و در قبال اعتراض علی نسبت به آن اهانت ها و شکستن حرمت مسجد، نه تنها خشونت فیزیکی و زبانی را افزایش دادند بلکه این مرد ۳۷ ساله را در خانه خدا تهدید به … کردند – مجازات ارتکاب آن فعل در قانون مجازات اسلامی مرگ است. خدا می داند این جماعت وقیح با دست بازی که دارند بر سر جوانان کم سن و سال این کشور چه آورده و می آورند. براستی که زبان و قلم از بیان وحشی گری این قوم که این روزها بر فرزندان این مرز و بوم حاکم شده اند قاصر و ناتوان است.ا

دستگیری علی فتح الفتوحات این جماعت بی هویت بوده که با افتخار و برای مرعوب کردن سایر بازداشت شدگان او را شکنجه می کردند. در هنگام انتقال بازداشت شدگان آنان علی را از جمع جدا کرده و به گارد ویژه به سرکردگی افراد فاسدی می سپارند که دور جدید شکنجه او آغاز می گردد. در هنگام شکنجه از او فیلم گرفته و با افتخار از اینکه فرزند مهدی کروبی در اسارت آنان است با زشت ترین الفاظ به مهدی کروبی و خانواده او توهین می کنند. هنگامیکه دستور انتقال و آزادی علی به پایگاه خیابان شهید مطهری می رسد، مامور شکنجه ضمن اظهار تاسف می گوید اگر ۲۴ ساعت دیگر اینجا بودی جنازه ات را تحویل می دادم. البته جا دارد از رفتار انسانی افسران پایگاه شهید مطهری و تلاش آنان در جهت درمان علی تشکر شود. برای نجات سایر بازداشت شدگان ایشان آمادگی دارند جزئیات بیشتر را در اختیار هر مقامی که صلاح بدانید قرار دهند.ا

آین رنجنامه برای علی نیست زیرا او امروز تحت درمان و در کنار خانواده اش است. این نوشته برای آن است که جنابعالی تا دیر نشده به دادخواهی فرزندان بی نام و نشان این کشور بویژه دستگیر شدگان جوان اخیر برسید. پیش از آنکه کامران ها و محسن های دیگر زیر شکنجه این افراد بی مسئولیت جان دهند و حیثیت این کشور و نظام را به چالشی اساسی بکشانند، تدبیری نمائید. امروز متاسفانه شاهد قوه قضائیه مستقل و مقتدر که بتواند به تظلم خواهی مردم رسیدگی کند و یا مجلسی توانمند که بخواهد به حمایت از حقوق مردم مبادرت کند نیستیم، فلذا از حضرتعالی خاضعانه و مصرانه می خواهم بداد مردم و ظلمی که بر آنان می رود برسید و از مسوولان قضائی بخواهید که چرا به جنایت آمران و عاملان اصلی جنایات کهریزک و سایر بازداشتگاه ها رسیدگی نمی کنند که اگر به دستور بجای جنابعالی در قبال کهریزک بدرستی عمل کرده بودند، امروز قطعا شاهد تکرار مجدد آن نبودیم.ا

فاطمه کروبی
۲۴/۱۱/۱۳۸۸

Karoubi’s Wife Says Her Son Was Tortured, Threatened With Rape

Source: Radio Liberty

Fatemeh Karrubi, a prominent Iranian political activist and wife of opposition leader Mehdi Karrubi, is calling on Supreme Leader Ayatollah Khamenei to ensure that those responsible for the torture of postelection detainees are brought to justice, after revealing that her son is the victim of such abuse himself.l

In an open letter posted today on the Sahamnews website, Karrubi says 37-year-old Ali Karrubi, who was detained on February 11 during rallies marking the 31st anniversary of the Iranian Revolution, was beaten and threatened with rape while in custody.l

She says her son was detained after he had tried to intervene after security forces and plainclothes agents attacked his father. Ali Karrubi was then taken to Amir al Momenin mosque. She says security forces, after realizing his identity, separated Ali Karrubi from the other detainees and beat him severely.l

Fatemeh Karrubi writes in her letter to Khamenei that her son was also threatened with rape “in the house of God.» She says Ali Karrubi was later taken away by a special guard unit, which videotaped his further torture. When his release was ordered, she says, the commander became upset and told Ali, “If you’d been here for 24 more hours, I would have delivered your dead body.»l

Fatemeh Karrubi says the point of her letter is not to highlight the treatment of her son. She said he’s being taken care of and is with his family. She says she wrote the letter in an effort to convince the supreme leader to issue a call for justice for detainees — especially for the young ones and those less prominent — before it’s too late. She is calling on Khamenei to find a solution before other detainees die at the hands of «these irresponsible people.»l

At least three postelection detainees are known to have died under torture. Others have said they were physically and psychologically tortured. A number of detainees have said they were raped while in custody.l

satellite picture shows a large number of buses in 22 bahman protest – عکس ماهواره ی گوگل از ۲۲ بهمن

این لینک شامل یک عکس ماهواره ای واضح از تظاهرات ۲۲ بهمن در میدان آزادی است. متن زیر توضیح گوگل در مورد این تصویر ماهواریی را نشان میدهد.
This one-meter resolution satellite image shows masses of people gathered along Azadi Road, a major boulevard that runs east-west through the city of Tehran, Iran. It also shows many white-roofed buses and public transportation vehicles parked in the area. The image was taken on February 11, 2010, which according to news reports, is the 31st anniversary of Iran’s Revolution. The image was taken by GeoEye’s IKONOS satellite from 423 miles in space at 10:47 a.m. (local) time as it moved from north to south over Iran at a speed of four miles per second.

این عکس یک متری ماهواره ای جمعیت مردم را در خیابان آزادی که یکی  از اصلیترین خیابان های تهران هست را  نشان میدهد. این عکس همچنین اتوبوس هایی با سقفهای سفید رنگ و دیگر وسایل حمل و نقل عمومی را که در خیابان های اطراف پارک شده اند را نشان میدهد. این عکس در روز ۲۲ بهمن ۱۳۸۸ که بر اساس خبر گزاری ها سی و یکمین سالگرد انقلاب ایران است گرفته شده است. این عکس توسط ماهواره ی GeoEye’s IKONOS در ساعت ۱۰:۴۷ صبح به وقت تهران از فاصله ۴۲۳ مایلی زمین و در حالی که با سرعت ۴ مایل در ساعت از شمال به جنوب در حال حرکت بوده است گرفته شده است.

عکسهایی که در زیر مشاهده میکنید در اصل قسمت هایی از عکسی است که در قسمت بالا دیدید. این عکس توسط ماهواره ی گوگل در روز ۲۲ بهمن در ساعت ۱۰:۴۷ صبح یعنی ۱۰ دقیقه قبل از سخنرانی احمدی نژاد گرفته شده است. این عکس ها جمعیت مردم از مسیر خیابان آزادی تا میدان آزادی را نشان میدهد. اما نکته قابل توجه، تعداد اتوبوس های پارک شده در خیابان های اطراف است که بر اساس شواهد موجود برای انتقال مردم از شهر های دیگر جهت شرکت در راه پیمایی ۲۲ بهمن به کار گرفته شده بودند. با انجام یک محاسبه ی تقریبی، تعداد اتوبوسها در این عکس ها را میتوان شمارش کرد. با در دست داشتن طول  خیابان و اندازه تقریبی اتوبوس ها (حدود ۱۴ متر ) میتوان تعداد آنها را تخمین زد که طبق محاسبات ما حدود ۸۰۰ دستگاه اتوبوس به دست آمد. اگر تعداد افراد در هر اتوبوس را ۶۰ نفر فرض کنیم در نهایت تعداد ۴۸۰۰۰ نفر برآورد میشود.البته مسلم است تعداد دقیق افراد آورده شده از شهرهای اطراف بیشتر از این تعداد بوده و این عکس ها تنها گوشه ای ازترفند دولت برای شلوغ جلوه دادن تظاهرات را بر ملا میکند. اما هزنیه آوردن این تعداد جمیعت و برگزاری این گونه مراسم های دروغی از کجا تامین میشود؟ آیا این پول نمیتواند صرف مسائل مهمتر شود؟ دولتی که دم از حمایت مردم میزند چگونه به خود اجازه میدهد تا از افراد ساده و کم سواد سواستفاده کند! آیا این توهین به شعور مردم نیست؟



میدهد تا از افراد ساده و کم سواد سواستفاده کند! آیا این توهین به شعور مردم نیست؟
دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.